تنها ترین شاپرک |
|
خدا نزدیک است
همانقدر که تو از من دوری «غبار سبز » دیگر از جنگ حرف نمی زنم چشمانم پاشنه ی این را ه را در آورد تا موقعیت بعدی ، پاگیرم کند حتی اگر ۳ سال به ۲۰ سالگیم اضافه کنی من از جنگ های صلیبی حرف نمی زنم از بغض توی سینه ام تا صورتی که با چشمانم سیرابش کنم بگذار راه گلویم را ببندم راه تمام کانال های خاکریز را از هفت تپه عبور دهم به خودم برسم ،به تو و به همه ی کسانی که نعش جنگ را بر دوش می کشند ببین هنوز روسری ات مثل خمپاره های ۶۰ آشوب به پا می کند هنوز نفرین نخل ها گریبان فرات را گرفته هنو ز صدای ۷۲ نفر در شعر هایم موج می زند من از جنگ حرف نمی زنم ،از صلح حدیبیه ،تا عهدنامه ای که حقیقت نخل را افشا کرد حتی اگر در آستینم باران بکارم حتی اگر تمام شب های عملیات را زنده بمانم با ز هم از این چاه صدائی در نمی آید بگذار این راه کورش را برود من با چشم های بسته ام کنار ضریحت شهید می شوم به قلم شاپرک در زمستان آمد ۸۶ پ.ن ۴ ستاره مانده به تو نوشته شده توسط غزل خلعتبری تاریخ و ساعت |+|
|